
عاشق که باشي همه زيبايي هاي دنيايي مقابل چشمانت بيرنگ ميشود تمام انرژي ، شوق و تواناييهايت وقف معشوق مي شود تپش تپش قلبت ، نور نگاهت ، جملات سر زبانت و هرآنچه در وجودت داري به يکجا ختم ميشود جايي غير از خودت... عاشق که باشي هميشه يک نيروي عجيب تو را به غليان مي آورد ، انگار آرامي... خيلي آرام... پ.ن: اين ها را که الان نوشتم قلبم در تلاطم بود سينه ام مي سوخت و دستم به جايي بند نبود نمي دانم اصلا کسي اينجا را مي خواند يا نه؟!! ابنجا تنها جايي بود که مي توانستم بدون حضور نامحرم دلم ، حرف بزنم از ...
ادامه مطلب
بايد بفهمد عاشقم... میروم گل میخرم، باید بفهمد عاشقمگل برایش میبرم، باید بفهمد عاشقم...گل نیازی نیست، وقتی اینقدر حالم بد استاز همین چشم ترم، باید بفهمد عاشقم....از همین اصرار که هی سعی دارم بی دلیلاز مسیرش بگذرم، باید بفهمد عاشقم....از همین دیوانه بازی های بی حد و حساب از همین شور و شرم، باید بفهمد عاشقم....یک نفر در شهر پیدا کن که نشناسد مرااز همه رسواترم، باید بفهمد عاشقم.....عالم و آدم خبر دارند و باور کرده انداو ندارد باورم، باید بفهمد عاشقم.....باید از امشب غزل پشت غزل وصفش کنمشاعرم،خیر ...
ادامه مطلب
بايد بفهمد عاشقم... میروم گل میخرم، باید بفهمد عاشقمگل برایش میبرم، باید بفهمد عاشقم...گل نیازی نیست، وقتی اینقدر حالم بد استاز همین چشم ترم، باید بفهمد عاشقم....از همین اصرار که هی سعی دارم بی دلیلاز مسیرش بگذرم، باید بفهمد عاشقم....از همین دیوانه بازی های بی حد و حساب از همین شور و شرم، باید بفهمد عاشقم....یک نفر در شهر پیدا کن که نشناسد مرااز همه رسواترم، باید بفهمد عاشقم.....عالم و آدم خبر دارند و باور کرده انداو ندارد باورم، باید بفهمد عاشقم.....باید از امشب غزل پشت غزل وصفش کنمشاعرم،خیر ...
ادامه مطلب
میروم گل میخرم، باید وبلاگ بفهمد کلمه وبلاگ عاشقم کلمه گل برایش میبرم، باید وبلاگ بفهمد کلمه وبلاگ عاشقم کلمه ...گل نیازی نیست، وقتی اینقدر حالم بد استاز همین چشم ترم، باید وبلاگ بفهمد کلمه وبلاگ عاشقم کلمه ....از همین اصرار که هی سعی دارم بی دلیلاز مسیرش بگذرم، باید ب...
ادامه مطلب
عاشق که باشي همه زيبايي هاي دنيايي مقابل چشمانت بيرنگ ميشود تمام انرژي ، شوق و تواناييهايت وقف معشوق مي شود تپش تپش قلبت ، نور نگاهت ، جملات سر زبانت و هرآنچه در وجودت داري به يکجا ختم ميشود جايي غير از خودت... عاشق که باشي هميشه يک نيروي عجيب تو را به غليان مي آورد ، انگار آرامي... خيلي آرام... پ.ن: اين ها را که الان نوشتم قلبم در تلاطم بود سينه ام مي سوخت و دستم به جايي بند نبود نمي...
ادامه مطلب
عاشق که باشي همه زيبايي هاي دنيايي مقابل چشمانت بيرنگ ميشود تمام انرژي ، شوق و تواناييهايت وقف معشوق مي شود تپش تپش قلبت ، نور نگاهت ، جملات سر زبانت و هرآنچه در وجودت داري به يکجا ختم ميشود جايي غير از خودت... عاشق که باشي هميشه يک نيروي عجيب تو را به غليان مي آورد ، انگار آرامي... خيلي آرام... پ.ن: اين ها را که الان نوشتم قلبم در تلاطم بود سينه ام مي سوخت و دستم به جايي بند نبود نمي دانم اصلا کسي اينجا را مي خواند يا نه؟!! ابنجا تنها جايي بود که مي توانستم بدون حضور نامحرم دلم ، حرف بزنم از دردي انگار... بعدا نوشت: عاشقي بد درديه... +نوشته شده در بیست و یکم آبان ۱۳۹۵ساعت19:10 توسط...
ادامه مطلب
وقتی که من عاشق میشم دنیا برام رنگ دیگه ست صبح خروس خونش برام انگار یه آهنگ دیگه ست پ.ن: روزگار غريبيه انگار خيلي ساله گذشته که اينجوري فراموش شدي... ...
ادامه مطلب