سلام خدا
دارم آروم آروم آب ميشم ، اين صبر داره منو از بين ميبره ،
اين عشق داره منو ميسوزونه ، نمي دونم تاکي بايد اين وضع ادامه پيدا کنه...
بلد هستم حرف دلمو بزنم ، بلد هستم مديون دلم نشم ولي به خاطر خودش بايد
خودخوري کنم بخاطر اينکه دوسش دارم و ميخوام خوشبخت بشه و اون نمي دونه اينو...
پ.ن:
توسل به رضا مي کنم ، توکل به خدا مي کنم
که من خارم و با ذکر رضا پيش چشم مادرش خودمو گل مي کنم
پ.ن2:
خدايا دستتو نزديک خودم مي بينم تو رو به امام رضا قسم دستمو بگير... تحملم تموم شده
مثل شمع دارم آب ميشم...
نوشته شده در بیست و چهارم آبان ۱۳۹۵ ساعت 0:34 توسط فرید
|
