خرید بک لینک
عاشق که باشي همه زيبايي هاي دنيايي مقابل چشمانت بيرنگ ميشود تمام انرژي ، شوق و تواناييهايت وقف معشوق مي شود تپش تپش قلبت ، نور نگاهت ، جملات سر زبانت و هرآنچه در وجودت داري به يکجا ختم ميشود جايي غير از خودت... عاشق که باشي هميشه يک نيروي عجيب تو را به غليان مي آورد ، انگار آرامي... خيلي آرام... پ.ن: اين ها را که الان نوشتم قلبم در تلاطم بود سينه ام مي سوخت و دستم به جايي بند نبود نمي دانم اصلا کسي اينجا را مي خواند يا نه؟!! ابنجا تنها جايي بود که مي توانستم بدون حضور نامحرم دلم ، حرف بزنم از ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: سه شنبه 3 شهريور 1405 ساعت: 19:52

زلف برباد مده... فکر نمی کردم در آستانه سی و چهارسالگی عاشق بشم اونم عشقی نافرجام.... زلف بر باد مده تا نَدَهی بر بادم ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم مِی مخور با همه کس تا نخورم خون جگر سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم طُره را تاب مده تا ندهی بر بادم یار بیگانه مشو تا نَبَری از خویشم غم اَغیار مخور تا نکُنی ناشادم رخ برافروز که فارغ کنی از برگِ گُلم قد برافراز که از سرو کنی آزادم شمع هر جمع مشو ور نَه بسوزی ما را یاد هر قوم مکن تا نروی از ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: سه شنبه 3 شهريور 1405 ساعت: 19:52

بعد از اندی... دردهایم شده تکرار، بهم ریخته امغم شده بر سرم آوار، بهم ریخته امبعد از عمری، سر پیری به خودم می نگرممن کی ام؟ عبد گنهکار، بهم ریخته امآخر سال شد و دردِ فراقت آقاشده در سینه تلمبار، بهم ریخته امقدرِ یک سال خجالت زده ام از رویتحقم این است که بسیار بهم ریخته امخبری نیست دگر از من و اشک سحرمچشم هایم شده بیمار، بهم ریخته اممنم و این دل رسوا شده و دست نیازنظری حضرت دلدار، بهم ریخته امپسر حضرت زهرا، به رقیه العفوالتفاتی بکن ای یار، بهم ریخته امجان فدای دل آن دخترکی که می گفتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: سه شنبه 3 شهريور 1405 ساعت: 19:52

بايد بفهمد عاشقم... میروم گل میخرم، باید بفهمد عاشقمگل برایش میبرم، باید بفهمد عاشقم...گل نیازی نیست، وقتی اینقدر حالم بد استاز همین چشم ترم، باید بفهمد عاشقم....از همین اصرار که هی سعی دارم بی دلیلاز مسیرش بگذرم، باید بفهمد عاشقم....از همین دیوانه بازی های بی حد و حساب از همین شور و شرم، باید بفهمد عاشقم....یک نفر در شهر پیدا کن که نشناسد مرااز همه رسواترم، باید بفهمد عاشقم.....عالم و آدم خبر دارند و باور کرده انداو ندارد باورم، باید بفهمد عاشقم.....باید از امشب غزل پشت غزل وصفش کنمشاعرم،خیر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: سه شنبه 3 شهريور 1405 ساعت: 19:52

بايد بفهمد عاشقم... میروم گل میخرم، باید بفهمد عاشقمگل برایش میبرم، باید بفهمد عاشقم...گل نیازی نیست، وقتی اینقدر حالم بد استاز همین چشم ترم، باید بفهمد عاشقم....از همین اصرار که هی سعی دارم بی دلیلاز مسیرش بگذرم، باید بفهمد عاشقم....از همین دیوانه بازی های بی حد و حساب از همین شور و شرم، باید بفهمد عاشقم....یک نفر در شهر پیدا کن که نشناسد مرااز همه رسواترم، باید بفهمد عاشقم.....عالم و آدم خبر دارند و باور کرده انداو ندارد باورم، باید بفهمد عاشقم.....باید از امشب غزل پشت غزل وصفش کنمشاعرم،خیر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 8:25

یادداشتهایی از خودم و هنر و مذهب و ... سلام خدا   دارم آروم آروم آب ميشم ، اين صبر داره منو از بين ميبره ، اين عشق داره منو ميسوزونه ، نمي دونم تاکي بايد اين وضع ادامه پيدا کنه...  بلد هستم حرف دلمو بزنم ، بلد هستم مديون دلم نشم ولي به خاطر خودش بايد  خودخوري کنم بخاطر اينکه دوسش دارم و ميخوام خوشبخت بشه و اون نمي دونه اينو...      پ.ن: توسل به رضا مي کنم ، توکل به خدا مي کنم  که من خارم و با ذکر رضا پيش چشم مادرش خودمو گل مي کنم  پ.ن2: خدايا دستتو نزديکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: دوشنبه 10 آذر 1404 ساعت: 7:57

به نام آرام دلها
فقط برای اینکه نوشتن در یک محیط که متعلق به خودم هست اتفاق جذابی است می نویسم.
از همه جا و همه چیز...
می نویسم که کمتر حرف بزنم.

برچسب: نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 3:06

میروم گل میخرم، باید وبلاگ بفهمد کلمه وبلاگ عاشقم کلمه گل برایش میبرم، باید وبلاگ بفهمد کلمه وبلاگ عاشقم کلمه ...گل نیازی نیست، وقتی اینقدر حالم بد استاز همین چشم ترم، باید وبلاگ بفهمد کلمه وبلاگ عاشقم کلمه ....از همین اصرار که هی سعی دارم بی دلیلاز مسیرش بگذرم، باید بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 15:04

دردهایم شده تکرار، بهم ریخته امغم شده بر سرم آوار، بهم ریخته امبعد از عمری، سر پیری به خودم می نگرممن کی ام؟ عبد گن ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: چهارشنبه 19 ارديبهشت 1397 ساعت: 17:08

عاشق که باشي همه زيبايي هاي دنيايي مقابل چشمانت بيرنگ ميشود تمام انرژي ، شوق و تواناييهايت وقف معشوق مي شود تپش تپش قلبت ، نور نگاهت ، جملات سر زبانت و هرآنچه در وجودت داري به يکجا ختم ميشود جايي غير از خودت... عاشق که باشي هميشه يک نيروي عجيب تو را به غليان مي آورد ، انگار آرامي... خيلي آرام... پ.ن: اين ها را که الان نوشتم قلبم در تلاطم بود سينه ام مي سوخت و دستم به جايي بند نبود نميادامه مطلب

برچسب: عاشق,باشي, نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 8:30

عاشق که باشي همه زيبايي هاي دنيايي مقابل چشمانت بيرنگ ميشود تمام انرژي ، شوق و تواناييهايت وقف معشوق مي شود تپش تپش قلبت ، نور نگاهت ، جملات سر زبانت و هرآنچه در وجودت داري به يکجا ختم ميشود جايي غير از خودت... عاشق که باشي هميشه يک نيروي عجيب تو را به غليان مي آورد ، انگار آرامي... خيلي آرام... پ.ن: اين ها را که الان نوشتم قلبم در تلاطم بود سينه ام مي سوخت و دستم به جايي بند نبود نمي دانم اصلا کسي اينجا را مي خواند يا نه؟!! ابنجا تنها جايي بود که مي توانستم بدون حضور نامحرم دلم ، حرف بزنم از دردي انگار... بعدا نوشت: عاشقي بد درديه... + نوشته شده در بیست و یکم آبان ۱۳۹۵ساعت 19:10 توسطادامه مطلب

برچسب: عاشق,باشي, نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: پنجشنبه 26 مرداد 1396 ساعت: 14:58

فکر نمی کردم در آستانه سی و چهارسالگی عاشق بشم اونم عشقی نافرجام.... زلف بر باد مده تا نَدَهی بر بادم ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم مِی مخور با همه کس تا نخورم خون جگر سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم طُره را تاب مده تا ندهی بر بادم یار بیگانه مشو تا نَبَری از خویشم غم اَغیار مخور تا نکُنی ناشادم رخ برافروز که فارغ کنی از برگِ گُلم قد برافراز که از سرو کنی آزادم شمع هر جمع مشو ور نَه بسوزی ما را یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم شهرهی شهر مشو تا ننهم سر در کوه شور شیرین منما تا نکُنی فرهادم رحم کن بر من مسکین و به فریادم رَس تا به خاک در آصِف نرسد فادامه مطلب

برچسب: زلف,برباد,مده, نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: پنجشنبه 26 مرداد 1396 ساعت: 14:58

اين روزها و شبها خيلي داره سخت مي گذره

يک چشم اشک و يک چشم آه

به هر بهانه اي مخفيانه صورتم خيس ميشه. گاهي جايي صداي هق هق ام بعضي ها رو مشکوک مي کنه

که اين صدا از کجا مياد.

خدايا معجزه کن لطفا...

+ نوشته شده در بیست و پنجم آذر ۱۳۹۵ساعت 18:55 توسط فرید |

برچسب: سخته, نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: پنجشنبه 26 مرداد 1396 ساعت: 14:58

بالاخره تمام شد تمام ذهنيتي که از آينده بعد از مجردي داشتم...

خداي من مثل هميشه نگاهم به دستاته...

+ نوشته شده در سیزدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 9:12 توسط فرید |

برچسب: ازدواج, نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: پنجشنبه 26 مرداد 1396 ساعت: 14:58

بي خيال بابا

ما که هرچي ميگيم هرچي مي نويسيم غم و آهه

تو اين مدت خيلي آب دهنمو قورت دادم

خيلي به خودم لعنت فرستادم

به خاطر گذشته و حالم...

بي خيال بابا...

+ نوشته شده در بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۵ساعت 16:15 توسط فرید |

برچسب: خيال, نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: پنجشنبه 26 مرداد 1396 ساعت: 14:58

صفحه بندی